بدون عنوان


-اي ماه كه با گام ها ي سنگين و نمناك از آسمان بالا مي روي از چه اين همه خاموشي و رنگ رخساره ات پريده است ؟بگو بدانم آيا در آن خانه ي آسماني و شكوه فلكي خداوند كماندار عشق به تير اندازي مشغول است ؟ و تو كه ناظر دردمنداني نيز غمي از عشق در سينه داري ؟
من اين غم را در نگاههاي تو و در آن قيافه ي محزون مي خوانم ، پيش من كه با تو همدرد و چون تو سوخته دلم راز تو پنهان نيست
2.gif

/ 5 نظر / 3 بازدید
صداي سكوت

سلام, اين عشق چيست كه در هر خانه ي دل كه رود, خيال عاشق را مي درد و معشوق را شيفته مي كند؟

نسیم محبت

سلام ! و باز هم متنی قشنگ از شما ديگه به من سر نميزنين شاد باشی بای!

سحر كلام

سلام عاطفه جان شرمنده اگه بگم از ساعت ۲:۶ دقيقه دارم تلاش می کنم تا برات يک پيام بگذارم باور نمی کنی . امان از دست اين نت نمی دونم چه بلائی سرش آمده همه جاش خراب شده يک سايت رو نشون نمی ده يکيش نصفه نيمه و يکيش ... به هر حال از اينکه بهم سر می زنی و حالم رو می پرسی مرسی راستی تو هم اين روز ها بيکاری کلافت کرده؟ حالا اين تعطيلات ببين با من يکی چی کرده؟؟؟ می بينمت

spider

سلام دوست خوبم . ببينم میدونم ما لياقت شراکت غم دوستامون را نداريم . باشه اشکالی نداره . اما يه کمی ته دلمون ناراحت ميشه وقتی که ميبينيم يه دوست خوب داره مطالب غمگين مينويسه . دلمون هم ميخواد يه جوری کمکش کنيم تا همه با هم شاد باشيم .اما وقتی اون دلش نخواد ما کمکش کنيم يا شايد دوستانش را قابل ندونه کاری از دست کسی ساخته نيست . ببين دوست عزيز شايد به هيچکدوم از ما که بلاگت را ميخونيم مربوط نباشه که چرا تو ناراحتی و زمين و زمان را به گلايه گرفتی .اما ميخوام باور کنی که هيچ غمی و هيچ شادی پايدار نيست . پس بيا مثل نسيم از اون بگذريم و نگذاريم اين غم تو دلمون لونه کنه . :) ارادتمند شاه شهر قصه هارضا

spider

سلام دوست خوبم . ببين ميدونم شايد حرفای هيچ مشکلی رو از تو حل نکنه اما اين خودتی که بايد آينده رو بسازی . با ننوشتن تو بلاگ و تعطيل کردن اون مسلما مشکلی از تو حل نميشه . قبل از هر کاری فکر کن و به اون نيرويی که من بهش ميگم خدا ايمان داشته باش . همه چيز بلاخره يه روز درست ميشه . دلت شاد و لبت خندون . ارادتمند شاه شهر قصه ها رضا