کادو

امشب با باران ديده‌گانم غسل عشق كردم
و بر سر روي روح دستي كشيدم تا او را نيز به تو هديه كنم
مي‌دانم تو را لايق نيست اما چه كنم؟
من فقير را جز اين دو متاعي نيست
قلبم را كه پيش از اين نثارت كردم
امروز نيز روحم را برايت هديه مي فرستم
لا اقل نگذار در كادو بماند به دستان تو اميد وار است

2.gif

( اين شعر رو از بلاگ يکی از بچه ها برداشتم اميدوارم که راضی باشه )


از عشق تا به صبوری هزار فرسنگ راه است .

/ 7 نظر / 3 بازدید
سامان

سلام به نظر من همه چيز رو میشه در صبر و تامل خلاصه کرد

ایمان

سلام. با سامان صد در صد موافقم. درست ميگه.

سحر كلام

سلام عاطفه جان ديشب من خواستم باهات حرف بزنم اما به سلامی اکتفا کردم ...

رویا

بابا توديگه کي هستی؟!!من تازه بلاگ شما رو میبینم اما هر وقت اومدم کلی بغض............ راحت باش . خدا وقتی یه چیز رو از بندش میگیره و جاش چیزه دیگه...................... به اینده امیدوار باش.

يه جيزينقيلي حرف(عاطفه)

از رويای عزيز می خوام که برام يه آدرس بزاره که بتونم باهاش تماس داشته باشم . راستی يه چيزی : راحت باشت منو ياد يه چيزايی می ندازه !!!!!

reza

سلامی گرم به عاطفه خانم .البته ميدونم به گرمای محبتت نميرسه.عاطفه جان خدتم ميدونی که همه چيز بايد به زمان سپرد.مواظب خودت باش.به اميد ديدار.رضا