یه جیزینقیلی حرف با تو

دروغ!؟
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٢ : توسط : عاطفه

به نام بخشنده ی بزرگ ، داور برحق

يه جيزينقيلي حرف امروز با روزاي ديگه فرق داره . امروز مي خوام نظراتون رو درباره ي دروغ ، دروغ گفتن ، آدمي كه دروغ مي گه بدونم . از همين الان هم بگم كه نه بي منظور اين موضوع رو مطرح كردم نه با منظور !
از وقتي كه بچه ايم ، از همون موقع ها كه ديگه يه جيزينقيلي مي فهميم مامان - بابا بهمون مي گن دروغ بده ، دروغگو دشمن خداست ، مگه نه ؟ اما چرا وقتي بزرگ مي شيم يادمون ميره كه دروغگو دشمن خداست .
دروغ رو مي شه به دو دسته تقسيم كرد : يكي دروغاي شاخدار و يكي همين دروغايي كه شايد در روز نه شماها ،‌ من مي گم . دروغاي شاخدار همون دروغايي ِ كه وقتي طرف شروع به حرف زدن مي كنه مي فهميم كه داره ... اما دروغاي دسته ي دوم ، اون دروغايي ِ كه من و شما يا از روي خوش باوري ، يا به خاطر اعتمادي كه به طرف ِ صحبتمون داريم باور مي كنيم و چقدر بده كه كسي كه آدم بهش اعتماد داره به آدم دروغ بگه . بعضيا مي گن : فلان دروغ مصلحتي بود . يا ميگن فلان كس گفته دروغ مصلحتي چون صلاحي توش هست گناه نداره . آخه عزيز من اين حرفا كدومه ؟ دروغ دروغه ، حالا يا مصلحتي يا هر چي ...
آخه تويي كه دروغ مي گي ، تويي كه به قول خودت براي مصلحت و براي اينكه طرفت ناراحت نشه دروغ ميگي ، فكر نمي كني كه مي گن ماه پشت ابر نمي مونه ؟ فكر نمي كني اگه حتي دروغ مصلحتي هم گفته باشي و دروغت براي اين بوده كه طرفت رو ناراحت نكني درد و ناراحتي ِ وقتي كه فهميده بهش دروغ گفتي ۱۰۰ برابره ؟!
وقتي ميشه راست گفت چرا دروغ ؟ وقتي ميشه علت يه چيزيو صادقانه گفت چرا دروغ ؟
حالا اگه كسي بهتون دروغ گفت و فهميديد كه دروغ گفته چه عكس العملي نشون مي ديد ؟ ازش دليل مي پرسيد ؟ يا اينكه ...
شايد وقتايي بوده كه خودمم در بعضي شرايط دروغ گفتم ، پس حرفايي كه زدم با خودم هم بودم ....
اگه بخوام بازم بگم هنوز كلي حرف دارم كه بگم اما اونوقت ديگه يه جيزينقيلي نيست ، ميشه دو جيزينقيلي ...

باقي بقاي دوست