یه جیزینقیلی حرف با تو

توضيح
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٢ : توسط : عاطفه

به نام او که آسايش دلها و آرايش کارها به نام اوست


سلام به تو و سلام به همه ...
به تو که با اينکه من برای تو می نويسم ميخونی اما مسيج نمی زاری ، اما وقتی اتفاقاتی که افتاد رو بيان می کنی خوشحالم می کنی که هنوز به يادمی
و به همه ی شماها دوستای گلم که وقتی برام مسيج می زاريد خوشحالم می کنيد .
يه وقتايی می باليدم به اينکه فقط يه دوست دارم ، اونم از نوعی که استثناست و ديگه بين دخترا مثل اونو پيدا نمی کنم ( از بس که خوبه ) اما الان می بالم به اينکه کلی دوست دارم که همشون خوبن ، چه دختر ،‌چه پسر . توی اين دنيای مجازی دختر و پسر فرقی ندارن
اول يه خبر بدم به دوست جونم که من بلاخره از فردا می رم کلاس کنکور فردا يعنی چهارشنبه کلاس پاسکالم شروع ميشه . بلاخره دوباره بايد درس بخونم . اما درس خوندنم کيف می ده هااااا .
خوب حالا مورد ديگه ای که بايد دربارش بگم
چند روز پيش داشتم بلاگ محسن ماجراجو رو می خوندم ، ديدم در مورد دليل بلاگ نوشتن و هدف از بلاگ نوشتن نوشته و اون وسط هم اسمی از من برده بود و گفته بود نمی دونه من چرا بلاگ می نويسم . البته انگار برداشت خودش رو از بلاگ نويسی ٍ بچه ها ی ديگه نوشته بود اما هدف منو متوجه نشده بود . منم تو کامنتی که براش گذاشتم قول دادم که اينجا بگم تا اونايی هم که جديد اومدن ( خدا بگم اين پرشين بلاگ رو چيکار کنه که بيشتر از ۲۰ تا يادداشت رو نشون نميده ، تازه آرشيو رو هم پاک کرده ) بدونن اينجا چه خبره .
من يه دوست دارم که خيلی دوستش دارم . اون دانشجوي اصفهانه . زماني كه تصميم گرفتم كه بلاگ بنويسم به خاطر اين بود كه روزايي كه اون اينجا نيست ، بعضي اتفاقات رو بنويسم تا اون وقتي برمي گرده تهران ، لازم نباشه من سرشو با اتفاقات روزايي كه گذشت بخورم ، خودش اگر دوست داست بخونه كه چي شده . اما الان ما ديگه زياد با هم در ارتباط نيستيم و اون خواسته كه من بنويسم كه چي كار مي كنم ، تا بدونه كه به كجا رسيدم . منم اطاعت امر كردم . كسي رو حرف عزيزش حرف نمي زنه . مگه نه ؟
خوب اينم از اين . مي خواستم بقيه ي عشق رو براتون بنويسم اما ديگه وقت خوندن بقيه ي بلاگها رو پيدا نمي كنيد . انشالله دفعه ي ديگه


اما ...

هرگز نديدم در جهان زيباتر از روي تو را
هرگز نمي گيرد كسي در قلب من جاي تو را
اگر دورم ز ديدارت دليل از بي وفايي نيست
وفا آنست كه نامت را هميشه بر زبان دارم


در پناه خدا