یه جیزینقیلی حرف با تو

ديروز ، امروز ، فردا
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٢ : توسط : عاطفه

به نام آنکه هستی نام از او يافت



سلام امروز صبح که داشتم می يومدم محل کارم ، چون زودتر از هميشه راه افتاده بودم زياد حال و حوصله نداشتم و خواب آلود بودم . يه دفعه تصميم گرفتم که امروز توی راه به جای اينکه سر صدای اين خواننده ها رو گوش کنم راديو گوش بدم ، ببينم دنيا دست کيه ! ( خوب معلومه که دست خدا ! ) آخه من نه زياد اهل اخبار گوش دادنم نه اهل راديو . شايد سالی يک بار هم راديو گوش ندم . ولی امروز وقتی راديو رو روشن کردم فهميدم که دارم راديو جوان رو گوش می دم . فهميدم که فعلا اين قسمت برنامه از اردبيل پخش ميشه . اون کسی که داشت صحبت می کرد از جند نفر پرسيد : به نظر شما جوان کيه ؟ جوانی چيه ؟ مشکلات جوونا چيه ؟ و ...
از صبح همش دارم به اين فکر می کنم که واقعا جوون کيه ؟ جوانی کردن چيه ؟
نظرشماها چيه ؟

امروز همان فردايی است که ديروز نگرانش بوديد