یه جیزینقیلی حرف با تو

وقتي ناراحت باشي و دلت گرفته باشد ...
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٢ : توسط : عاطفه

وقتي ناراحت باشي و دلت گرفته باشد به همدردان خود راه مي يابي و مي بيني كه غم تو در برابر غم عالم ، ذره اي بيش نيست . به غم خود مي بالي و به خاطر آن غم كه نداري , شكر مي گويي . آنگاه قدر نعمتهايي كه داري بر تو معلوم مي شود . ديگر تمناي خنده هاي سرخوشانه را نداري . درد خود را فراموش مي كني و در آرزوي درمان همدردانت هستي . اين يك دنياي پايدارتر و زيباتر است .
حال اگر بخت در خانه ي عمرت را كوبيد و بر تو سلام كرد و با خوشحالي وخوشدلي عالمت را روشن كرد , آنوقت ديگر آسمان را سياه نمي بيني , هوا ابري نيست , آسمان هم خندان است و دنيا به رويت مي خندد . آنگاه سايه زلف پريشان فلك ، دست لطفي ست بر تن يك خاطره .
احساس مي كني به راستي زندگي براي دوست داشتن است ، نه غم خوردن . و اين هواي پاك و دلپذير براي آميخته شدن با دم عشق است ، نه اندوه جانكاه .
در مي يابي جهان زيباست و زشتي بي مفهوم است و هر چيز اثري از لطف خداست .
اينگونه است كه بر زندگي دل مي بندي و دوستش مي داري و دوستت مي دارند . از باغ پرشكوفه اميد هزاران گل در نگاه تو به لبخندي مي شكفد و تو نيز چون نسيم فرح بخش بهاري بر دل و ديدگان اميد عشق و محبت به ارمغان مي بري .