یه جیزینقیلی حرف با تو

زينب (س) و عاشورا
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸۱ : توسط : عاطفه
ـ سلام بر كربلا و برآرميدگان آن دشت، كه روح خدا در آن قبه ها و بارگاهاست.جانهاي افلاكي و پاكي كه در زمين خاكي، مقدس و متعالي شدند.
آرامگاه جوانمرداني كه خدا را پرستيدند و در آن دشتها و هامونها خفتند
سرانجام، گورهاي خاموششان را، قبه هاي افراشته در برخواهد گرفت،
و بارگاهي خواهد شد، داراي صحنهاي گسترده و باز ...
آن قطرههاي خون كه در آن كشتيم،
فريادهاي خفته اين خاك است
اين دشت، پر ز لاله شود روزي
ديگر نه جاي هر خس و خاشاك است
***
در كوفه در جمع مردم كه به تماشا، گرد آمده بودند دختر علي(ع) پس از حمد و ثناي الهي، خطاب به آن كوفيان بيوفا و پيمانشكن گفت:
ايكوفيان! براي چه هستيد شادمان؟
ماييم خانواده پيغمبر شما
ما خارجي نهايم.
ايكوفيان! به مرگ حسين، عيد كردهايد؟
ايكوفيان كه حيله و نيرنگ، كارتان
همواره بوده است دورويي، شعارتان
اي واي بر شما!
با دست خود نهال شرف را بريدهايد
سوي حسين، نامه دعوت نوشتهايد
آنگاه، تيغ جور، به رويش كشيدهايد؟
چشمانتان براي ابد، پر ز اشك باد.
اشك دريغ و حسرت و اندوه جانگداز اي مرگ بر شما
در شام همه، وقتي كه يزيد مغرورانه و متكبرانه بر تخت پيروزي تكيه زده بود و مستانه شعرهاي كفرآميز و عناد آلود ((ليتاشياخي ببدر شهدا و ))را ميخواند، زينب، باز علي وار، زبان فصيح و بليغ خود را به نطقي افشاگرانه گشود و گفت:
"آهسته تر، يزيد!
قدري درنگ كن!
همواره دودمان نبي بوده سربلند
رسوا تويي نه ما،
اين قدرتي كه از پدرت ارث بردهاي
عزت براي ملت ما نيست، ذلت است.
از پاي تا به سر شدهاي غرق ننگها
اما غرور، چشم تو را كور كرده است.
من از كدام ننگ تو داد سخن زنم؟
از ننگ جاودان نياكان مشركت؟
از كاخ زورگويي و عياشخانهات؟
اين قتل عام و عيدظفر؟ ... كور خواندهاي!
ما راه مستقيم حقيقت گزيدهايم.
از موجها چه باك؟
بوده است و هست كشتي حق زير پاي ما
شكر خدا كه شهد شهادت چشيدهايم
آب حيات ماست،
مرگي حياتبخش كه ما ارث بردهايم
عزت براي ما و خدا و پيغمبر است.
ننگ ابد براي تو و خاندان توست "