یه جیزینقیلی حرف با تو

حسد
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۱ : توسط : عاطفه
به نام بخشنده ي بزرگ ، داور برحق

دلم مي خواست بنياد سخنها بركنده مي شد تا صفاي دوستيها هميشه جاويدان بماند .
دلم مي خواست حسود در آتش درون مي سوخت و با افروزش آتش حسد جان كسي را نمي سوزاند .
دلم مي خواست دروغگويان و رياكاران هميشه در چشم خلق شناخته مي شدند تا مردم كمتر فريب ظاهر آراسته و خوش خط و خال آنها را مي خوردند .
دلم مي خواست در اين دو روزه ي هستي مردم بهتر قلبهاي يكديگر را مي ديدند و بي افروختن آتش دشمني باري از اندوه يكديگر مي كاستند .
دلم مي خواست هميشه كعبه آسمان روشن بود و خيانتكاران و گناهكاران حقيقي را قرباني راه صفا و دوستي و يگانگي مي كرد .


******************************************
صد بار گفته ام و بار دگر مي گويم
كه من دلشده اين ره نه به خود مي پويم
در پس آينه طوطي صفتم داشته اند
آنچه استاد ازل گفت بگو مي گويم