یه جیزینقیلی حرف با تو

زندگی
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۱ : توسط : عاطفه

زندگي شرح كتاب روزگار آدماست ، از يه مادر مهربونتر ، مثل درويش بي رياست .
يه روز از بچه ي دلبند خودش عزيزتر ، يه روز مثل گربه اي بي چشم و رو و بي حياست .
بعضي وقتا چرخ دنيا مي گرده ، غا فلي تو زندگي جوونيها اسير دردِ
اون طرفدار غم ِ ، خنده ها خيلي كم ِ ، شنيدم تو قصه ها غصه رو به آدم ِ .
نرسي كه دستشو بياد تو دستات بزاره ، صدف خنده ها تو مي شكنه و به جاش گل غم مي كاره .
چه قدر آسوده اند پرنده ها ، زندگي خوب و بدش واسه اونا ديدني ِ ، نمي دونن يه روزي كه بالشون چيدني ِ .