یه جیزینقیلی حرف با تو

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸۱ : توسط : عاطفه
به نام او که به دريا صداقت و به باران سخاوت بخشيد .
بيا پرواز را دوباره تجربه کنيم . اما اين بار با هم پريدن را که سرانجام تنها پرواز کردن غرق شدن در حجم خالی عشق است .
ديروز خوابی بود و فردا نيز رويايی . دری به روی اين دو هيولای عظيم گذشته و آينده ببنديم تا امروزمان پربارتر باشد .

الان توی ذهنم دارم دائم يه سئوال رو مرور می کنم تا براش جوابی پيدا کنم .

اونم اين سئواله که بايد دوست داشت ؟ يا بايد از عشق و دوستی گذشت ؟
خدایا کمکم کن . دیگه اصلا ظرفیت ندارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فقط تنها امیدم اینه که تو بنده هات رو به حاله خودشون نمی زاری . پس کمکم کن .
نمی خوام اشتباه کنم .